از راه نجات تا مالیات نشان دار

به گزارش بازاری، بازگشت به الگوی مالیات نشان دار، در واقع بازگشت به همان اندیشه ای است که توسعه را نه در استقراض و وابستگی، بلکه در مشارکت مردم، شفافیت مالی و اعتماد عمومی جستجو می کرد.
یادداشت مهمان؛ محمدحسین علی اکبری پژوهشگر اقتصاد:
یکی از مهم ترین درسهای تاریخ اقتصادی ایران اینست که توسعه، بیشتر از آن که به میزان منابع وابسته باشد، به شیوه تأمین و مدیریت آن منابع بستگی دارد. راه اندازی راه آهن سراسری در دهه های نخستین حکومت پهلوی، نمونه ای روشن از این حقیقت است؛ پروژه ای که در شرایط دشوار اقتصادی و سیاسی، بدون اتکا به وام های خارجی و با بهره گیری از مالیات هدفمند به سر انجام رسید.
سال ها قبل از آغاز عملیات اجرایی راه آهن، صنیع الدوله در کتاب «راه نجات» از مفهومی سخن اظهار داشت که امروز آنرا گسترش زیرساخت محور می نامیم. او معتقد بود دولت باید ابتدا بستر تولید ثروت را فراهم آورد تا درآمد ملی افزایش یابد و درنتیجه مردم هم توان پرداخت مالیات بیشتری پیدا کنند. از نگاه او، راه آهن نه یک هزینه، بلکه سرمایه گذاری برای آینده اقتصاد ایران بود.
اما نکته مهم تر، شیوه تأمین مالی این طرح بود. در روزگاری که خیلی از پروژه های بزرگ جهان با استقراض خارجی اجرا می شد، ایران تصمیم گرفت هزینه راه آهن را از محل مالیات بر برخی کالاهای مصرفی تأمین کند. این تصمیم علاوه بر تأمین منابع مالی، کشور را از وابستگی به قدرت های خارجی و نتایج سیاسی آن دور نگه داشت.
امروز هم مفهوم مالیات نشان دار دقیقا همین فلسفه را دنبال می کند. وقتی مؤدی می تواند تعیین کند مالیات او صرف ساخت یک بیمارستان، مدرسه، طرح آبرسانی یا تکمیل یک مسیر ارتباطی شود، رابطه دولت و شهروند از یک رابطه صرفا مالی به مشارکتی اجتماعی تبدیل می شود. مردم دیگر تنها پرداخت کننده مالیات نیستند؛ آنان در انتخاب اولویت های توسعه هم نقش دارند.
این رویکرد مزیت های گوناگونی بهمراه دارد. نخست، اعتماد عمومی را افزایش می دهد؛ چونکه مسیر هزینه کرد مالیات برای مردم قابل مشاهده می باشد. همینطور اجرای پروژه های عمرانی را تسریع می کند؛ چون که منابع مشخص و هدفمند به پروژه های منتخب اختصاص می یابد. از طرف دیگر نوعی نظارت اجتماعی ایجاد می کند؛ چونکه شهروندان نسبت به سرنوشت پروژه ای که با مالیات آنان اجرا می شود، حساسیت بیشتری خواهند داشت.
البته موفقیت این الگو به یک شرط اساسی وابسته است؛ شفافیت. اگر مردم احساس کنند منابع دقیقا در همان مسیری هزینه می شود که وعده داده شده است، سرمایه اجتماعی دولت هم تقویت خواهد شد. اما اگر این شفافیت از بین برود، مهم ترین مزیت مالیات نشان دار هم از میان خواهد رفت.
راه آهن سراسری امروز تنها یک میراث مهندسی یا یک مسیر حمل و نقل نیست؛ بلکه سندی تاریخی از توانایی ایرانی ها در اجرای پروژه های بزرگ با اتکا به سرمایه داخلی است. بازگشت به الگوی مالیات نشان دار، در واقع بازگشت به همان اندیشه ای است که توسعه را نه در استقراض و وابستگی، بلکه در مشارکت مردم، شفافیت مالی و اعتماد عمومی جستجو می کرد. این تجربه تاریخی نشان میدهد که هرگاه مردم بدانند سهم آنان چطور آینده کشور را می سازد، مالیات از یک تکلیف قانونی به سرمایه ای برای توسعه ملی تبدیل خواهد شد.
به اجمال، یکی از مهم ترین درس های تاریخ اقتصادی ایران این است که توسعه، بیش از آنکه به میزان منابع وابسته باشد، به شیوه تامین و مدیریت آن منابع بستگی دارد. وقتی مؤدی می تواند تعیین کند مالیات او صرف ساخت یک بیمارستان، مدرسه، طرح آبرسانی یا تکمیل یک مسیر ارتباطی شود، رابطه دولت و شهروند از یک رابطه فقط مالی به مشارکتی اجتماعی تبدیل می شود.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب